حال‌وهوای شهرهای سیل‌زده لرستان در گفت‌وگو با یک عضو تیم واکنش سریع جمعیت هلال‌احمر

هیجان و فشار طاقت‌فرسا در عملیات نجات

ماجرای پیرزن نجات‌یافته از سیل لرستان همچنان در کنار مردم سیل‌زده لرستان هستیم زندگی در جریان است و مردم روزبه‌روز به خانه‌هایشان برمی‌گردند

بخشی از بحران‌ها و بلایای طبیعی کاملا غیرمنتظره نیستند؛ به بیان ساده‌تر پیش از وقوع حادثه علایمی است که به‌عنوان هشدار از آن استفاده می‌شود. درست مانند سیلی که نوروز امسال در استان لرستان به وقوع پیوست. قبل از این‌که سیلاب به لرستان برسد، هشدارهای سازمان هواشناسی و جمعیت هلال‌احمر و دیگر دستگاه‌های مدیریت بحران، خبر از وقوع حادثه‌ای در ابعاد بزرگ می‌داد و برخی از شهرها تقریبا می‌دانستند که باید خانه‌ها را خالی کنند و خودشان را به مکان‌های امن برسانند. در استان خوزستان هم تقریبا وضع به همین منوال بود. این‌که هشدارها پیش از حادثه داده شود، از این جهت مهم است که می‌توان از تلفات انسانی جلوگیری کرد و همین نکته به‌خودی‌خود بسیار اهمیت دارد. تیم‌های واکنش سریع، نخستین گروه‌هایی هستند که در حوادث اینچنینی در منطقه حاضر می‌شوند؛ حضوری به‌موقع و موثر. این تیم‌ها شامل افراد متخصص و آموزش‌دیده برای نجات جان انسان‌ها در شرایط سخت در بحبوحه یک حادثه طبیعی یا بحران است. این روزها که تقریبا اخبار سیل در استان‌های کشور کمرنگ می‌شود، زمان مناسبی است تا به عملیات‌های سخت و نفسگیر امدادگران جمعیت هلال‌احمر در مناطق سیل‌زده بپردازیم. حسین نوری‌پور، یکی از امدادگران عضو تیم واکنش سریع در استان لرستان است؛ در گفت‌وگوی پیش‌رو، این امدادگر هلال‌احمر از روزها و ساعت‌های سخت و در عین حال هیجان‌انگیز عملیات نجات افراد گرفتار در سیلاب در پلدختر می‌گوید.

  ماجرای سیل لرستان از چه روزی شروع شد؟
من عضو تیم واکنش سریع استان لرستان هستم؛ تیم‌های واکنش سریع شامل افراد متخصصی است که هر کدامشان یک تخصص ویژه دارند. مثلا تعدادی از اعضای این تیم کوهستان کار هستند و عده‌ای دیگر تخصص امداد در سیلاب دارند. ماجرای سیل لرستان از روز یازدهم فروردین ماه شروع شد. قبلش هواشناسی و سازمان مدیریت بحران هشدار داده بودند که چنین سامانه بارشی وارد استان می‌شود و قطعا شهرستان پلدختر و دورود بیشتر از سایر نقاط استان در معرض خطر هستند. اعلام کرده بودند که بیشترین خسارت‌ها در دورود خواهد بود. براساس همین هشدارها فرمانده تیم واکنش سریع هم به ما اعلام کرد که آمادگی داشته باشیم، ما هم در ستاد جمعیت هلال‌احمر مستقر شدیم و آماده بودیم تا به سمت دورود حرکت کنیم. دقیقا از همان شب عملیات امدادونجات در استان شروع شد؛ چون چند پل بر اثر بارش‌های شدید و سیلاب خراب شد و چند خانوار هم گرفتار شدند که برای نجات آنها اعزام شدیم.
با همت بچه‌های تیم واکنش سریع از روز بعد، عملیات تخلیه خانوار از مسیر سیلاب و امدادرسانی به روستاها هم از همان روز شروع شد. همان روز اعلام شد پلدختر نیاز شدید به حضور تیم واکنش سریع دارد و خانواده‌هایی هستند که در پشت‌بام‌ها گرفتار شده‌اند. امدادگران هم چند گروه بودند که عده‌ای در فرودگاه مستقر بودند؛ تا اقلام زیستی و امدادی را با بالگرد به مناطق سیل‌زده برسانند.

اصلی‌ترین کارهایی که در آن شرایط برای امدادرسانی انجام می‌دادید، چه مواردی بود؟
از تخلیه اضطراری گرفته تا بار زدن بسته‌های امدادی و توزیع آنها بین سیل‌زدگان؛ درواقع چیزی که در آن روزها در لرستان به چشم می‌خورد، فقط ازخودگذشتگی امدادگران جمعیت هلال‌احمر بود. روز سیزدهم فروردین بود که تیم ١۵ نفره واکنش سریع به پلدختر اعزام شد؛ در این شهر راه‌های دسترسی زمینی خراب شده بود و شب نخست هم از یک جاده قدیمی سعی داشتیم خودمان را به شهر برسانیم که موفق نشدیم و نهایتا به سختی از مسیر کوهستانی به پلدختر رسیدیم. در این شهر ١٠-١۵ نفر در پشت‌بام‌ها گرفتار بودند که ما باید با بالگرد می‌رفتیم و هلی‌برد زده و آنها را نجات می‌دادیم. متاسفانه شرایط صعود بالگرد به دلیل وضع هوا مهیا نشد؛ از ابتدای عملیات امدادونجات از استان‌های دیگر هم بالگرد اعزام شده بود که بالگرد ایلام توانست ٩ نفر را نجات دهد؛ اینها کسانی بودند که شب نخست در خانه‌هایشان گرفتار شده بودند. از روز بعد که شرایط پرواز وجود نداشت، منتظر فروکش کردن آب ماندیم و بعد با ادوات سنگین مثل بیل و لودر به کسانی که در پشت‌بام خانه‌هایشان گرفتار بودند، رسیدیم و آنها را نجات دادیم.
یک پرانتز باز کنیم؛ تیم‌های واکنش سریع چه تفاوتی با امدادگران جمعیت دارند؟
تیم واکنش سریع متشکل از ١۵ نیروی متخصص است؛ این تخصص به واسطه آموزش‌هایی است که این تیم می‌بیند. مثلا سیلاب کار کسی است که می‌داند در شرایط سیلاب چگونه و با چه وسایلی خودش را به آسیب‌دیده برساند و به او کمک کند. البته اعضای تیم واکنش سریع تقریبا دستی بر آتش همه آموزش‌های امدادی دارند، با این حال در یک حوزه تخصص دارند. هدف از تشکیل این تیم، انجام عملیات‌های سخت است؛ عملیاتی که از مهارت، قدرت و توان امدادگران عادی خارج است. این عملیات‌ها به تیم واکنش سریع محول می‌شود.
این روزها وضع این شهرها و در کل استان لرستان به چه صورت است؟
پنجشنبه گذشته نوزدهمین روز حضور من در پلدختر و معمولان بود؛ برگشتم و روز بعد به دستور رئیس واحد مجددا به منطقه اعزام شدیم. وضع نسبت به روزهای نخست بسیار خوب است؛ خیابان‌ها پاک‌سازی شده‌اند و خانه‌ها هم بیشتر تخلیه شدند. اقلام زیستی و بهداشتی ٧٢ ساعته و یک‌ماهه بین مردم توزیع شده و روند زندگی در جریان است. مغازه‌ها باز شده است و مردم روزبه‌روز به خانه‌هایشان باز می‌گردند؛ ما همچنان در کنار آنها هستیم.
خاطره‌ای که از آن شب‌ها و روزهای سخت پلدختر و معمولان در ذهنتان باقی مانده و برای مخاطب جذاب باشد، برایمان تعریف می‌کنید؟
کار ما سرشار از هیجان و خاطره است؛ هر لحظه‌اش برای خودمان بسیار هیجان‌انگیز است، در عین سختی و مشقت در بسیاری از موارد، هیجان‌انگیز است. چیزی که در ذهنم باقی مانده، نجات یک پیرزن گرفتار در خانه‌اش در میان سیلاب بود. پیرزنی که سکته‌مغزی هم کرده بود. در روستاهای سمت چگینی بود، با بالگرد برای نجات او رفتیم و درحالی‌که قادر به راه‌رفتن نبود، او را کول و سوار و پیاده‌اش کردم. از این دست خاطره‌ها بسیار زیاد است. مردمی که برای چادر مراجعه می‌کردند و ما به منطقه می‌رفتیم، تا شرایط آنها را ببینیم و امکانات در اختیارشان بگذاریم. همه دقایق و ساعت‌های عملیات برای ما خاطره است.
برخورد مردم با امدادگران هلال‌احمر در این بحران چگونه بود؟
در چنین حوادثی می‌دانیم که نباید انتظار برخورد خیلی خوب و منطقی از طرف مردم داشته باشیم؛ مردمی که آسیب‌دیده و بی‌خانمان شده‌اند یا خانه و زندگی‌شان را از دست داده‌اند؛ ناراحت و بعضا عصبانی هستند. ما آنها را درک می‌کردیم. خوشبختانه در سیل پلدختر تلفات جانی آنچنانی نداشتیم، ولی من به‌شخصه خانواده‌هایی را دیدم که زندگی ٣٠ ساله را از دست داده‌اند. مردی بود که زندگی که ۴٠‌سال برای ساختنش زحمت کشیده بود، در یک وانت خلاصه شده بود. با این حال ما و همه امدادگران و داوطلبان هلال‌احمر با توجه به درس‌ها و تخصص‌هایی که یاد گرفته‌ایم، می‌دانیم که باید در حین عملیات صبور باشیم. داشتیم مردمی که صدایشان بلند می‌شد و شاید کمی اذیت می‌شدیم، ولی تحمل می‌کردیم.

راضیه زرگری| روزنامه‌نگار