رازهای محمود دولت‌آبادی

داستان قالیچه ابریشمی که پشت و رویش یکی است

مدت‌ها بود گفته می‌شد انتشار رمان جدید محمود دولت‌آبادی یکی از اتفاقات مهم نمایشگاه کتاب امسال خواهد بود. اتفاقی که رخ داد و بازتاب رسانه‌ای این اتفاق نشان داد توقعات چندان هم بیراه نبوده و محمود دولت‌آبادی، انتشار هر رمانش یک اتفاق است، چه این رمان کلنل باشد که هنوز که هنوز مجوز نگرفته و چه «بیرون در» که دیروز رونمایی از این کتاب در نمایشگاه برگزار شد و بعد هم در شیراز، در نشستی با نام «راوی سرزمین من»…
محمود دولت‌آبادی اما برخلاف نمایشگاه که تنها درباره کتاب جدیدش حرف زده بود، از نویسندگی گفت و از نوشتن؛ و از همه مهمتر این وعده ناب را به دوستدارانش داد که «تا نفس دارم می‌نویسم، تا لب گور هم خواهم نوشت»…
دولت‌آبادی البته تمام انرژی و امید نبود و گلایه هم داشت:   کلنل سال‌هاست پشت سد مجوز مانده و منتشر نشده. می‌خواستند با پخش‌کردن نسخه جعلی، کلنل را ویران کنند و بعد مرا ویران کنند؛ اما من از کلنل چیزی را قیچی نکردم و یک‌بار هم درحضور وزیر ارشاد گفتم این کتاب قالیچه‌ای ابریشمی است که پشت و رویش یکی است؛ حتی یک کلمه از آن را نمی‌توانم بزنم، شما اگر می‌توانید بزنید؛ اما نمی‌شود.
محمود دولت‌آبادی نویسندگی را به قماری بدون برد شبیه دانست: «در این قمار وقتی ببری، تازه باخته‌ای و می‌بینی تمام زندگی‌ات را گذاشته‌ای. من از این‌روست که نسبت به فرزندانم احساس شرم دارم؛ چون هنر همه چیز آدم را می‌طلبد.» دولت‌آبادی در ادامه از موانع نویسندگی نیز گفت: «برخی موانع بیرونی در نوشتن هست که می‌خواهد شخص را منحرف کند، به‌خصوص در دوران جوانی. جوان دوست دارد بنویسد تا عده‌ای از او تعریف کنند که البته همیشه دوستانی هستند که آدم را تشویق کنند؛ اما وقتی با جامعه مواجه می‌شود، می‌شنود که مردم می‌گویند اگر این اثر چاپ نمی‌شد، چه می‌شد؟! به همین دلیل است که باید پایه‌ای برای خودت پیدا کنی، برای زندگی و کار خودت و تا بتوانی به نوشتن ادامه دهی. زمانی به من گفتند داری خلاف جریان شنا می‌کنی، گفتم راه من همین است. مرا دهاتی خطاب کردند؛ اما من نگذاشتم هیچ ‌یک از این زخم‌ها به قانقاریا بدل شود، همه را با کار و دقت و ورزدادن ذهن و زحمت‌کشیدن درمان کردم.